صفهاي
طولاني
مسافران در
انتظار
اتوبوس چرا؟
داود
نوروزي*
براي
ريشهيابي
اين معضل و
استفاده
بهينه از
ظرفيتهاي
اتوبوسراني
در كلان شهر
تهران ميتوان
موارد مشروحه
زير را مورد
توجه قرار داد
و به نتايج
مطلوبي رسيد.
مورد اول
كه مهمترين
است را ميتوان
در مشكلات معيشتي
رانندگان جستوجو
كرد كه اگر
رانندهاي
نباشد هيچ
اتوبوسي
هدايت نشده و
هيچ مسافري به
مقصد نميرسد. حال با
رسيدن تعداد
اتوبوسها به
هشت هزار
دستگاه طبق
نظر مديرعامل
اتوبوسراني
تهران و
انتظار
برداشت مسافر
پنج و نيم
ميليوني به
كارگيري 16
هزار نفر
راننده را ميطلبد
كه به حركت
درآورنده چرخ
اتوبوسراني
در درجه اول
رانندگان
هستند. حال
اگر رانندگان
به علت داشتن
مشكلات با عشق
و علاقه به
كار خود مشغول
نباشند، باز
هم يك پاي
قضيه لنگ است
چرا كه همگان
ميدانند
ايجاد جاذبه
در محيط كار
باعث بالا بردن
راندمان كاري
ميشود.
حال
خواسته
رانندگان
چيست؟ كه ميبايد
به آن پرداخت.
براي حل اين
معضل تنها حقوق
و دستمزد كم
نميتواند
ملاك قرار
گيرد چرا كه
اگر دستمزد و
دريافتي
كارگران بالا
بوده اما
خستگي مفرط از
لحاظ جسمي و
روحي فشار را
بر رانندگان
تا آنجا بالا
برده كه باعث
فرسايش جسمي و
رواني شده و
رانندگان از
سلامت مداوم
برخوردار
نباشند،
هزينههاي
نامرئي را در
پي دارد و
هزينههاي
درمان در درجه
اول و هزينههاي
استراحتهاي
پيدرپي براي
تجديدقوا در
درجه دوم و
پيامدهاي متعاقب
آن. بنابراين
ميبايستي
فشار روحي و
رواني و جسمي
را از رانندگان
دور كرده و
كار به حالت
تعادل با
دستمزد و دريافتي
منطقي همراه
باشد. كار
سنگين و
دستمزد اندك
نيز با وجود
تورم
روزافزون،
كارگران را ناچار
به انجام كار
در شيفتهاي
بعدي خارج از
محيط كار
وادار ميكند
يعني شغل دوم
و سوم. پس براي
جلوگيري از رجوع
رانندگان به
مشاغل همرديف
كار ميبايستي
كار سبك و
ميزان
دريافتي كفاف
زندگي روزمره
را بدهد تا
كارگران به
دور از دغدغه
با علاقه
مضاعف به كار
خود در محيط
كار حاضر شوند.
رانندگان
شركت واحد با
گرفتن دستمزد
ناچيز و انجام
كارهايي به جز
رانندگي مثل
جمعآوري
بليت و ابطال
آن كه در ظاهر
كار چنان
سنگيني به نظر
نميرسد،
نگهداري
اتوبوس،
رعايت طرح
تفكيك و شارژ
گاز و زدن
سوخت و انجام
كارواش
اتوبوس وادار
به انجام
كارهاي
اجباري ميشوند
و فشار روحي و
رواني
قرارداد موقت
نيز باعث به
تحليل رفتن
پتانسيل
اوليه
رانندگان ميشود
كه مي توان با
سبك كردن كار
رانندگان و
سپردن بعضي از
كارها به كمك
راننده
بسياري از
مشكلات را حل
نمود.
رانندگان
با شروع كار
در اول وقت ميبايستي
اتوبوس را
بازديد و نسبت
به حاضر به كار
بودن اتوبوس
اطمينان حاصل
كنند.
بازديد
سوخت، آب و
روغن و پاك
كردن شيشهها
و آينهها در
دقايق اوليه
شروع به كار
موجب اتلاف
وقت رانندگان
ميشود كه اين
وظيفه كمك
راننده است.
اگر كمكراننده
همراه اتوبوس
باشد راننده
با شادابي و
نشاط بدون
دغدغه به اول
خط اعزام ميشود.
آلوده شدن دست
رانندگان به
روغن و سياهي و
دود داخل
موتور باعث
چرب و سياه
شدن فرمان، ترمز
دستي و وسايلي
كه راننده با
آنها ارتباط
مستقيم دارد
ميشود كه از
لحاظ بهداشتي
نيز آسيبرسان
است. در خطوط
رانندگان ميبايستي
آمار نوشته و
ساعت ورود خود
را در تعرفه
قيد كنند و
كنترل خط
تعرفه را مهر
نمايد كه تعرفه
نيز سياه و
چرب و روغني
شود و در حين
ثبت ساعت و نوشتن
آمار كمكراننده
ميتواند با
برداشت مسافر
و جمعآوري
بليت و ابطال
آنها و رعايت
طرح تفكيك از به
هدر رفتن وقت
راننده
جلوگيري كند.
و راننده
بلافاصله
اتوبوس را به
حركت درآورده
در مسير به
پيش برود كه
اين نيز به
راننده سپرده
شده؛ در
ايستگاههاي
مياني نيز
راننده بعد از
توقف كامل
اتوبوس بارها
ديده شده به
علت ازدحام
مسافر از جاي خود
برخاسته و
براي جمعآوري
بليت در عقب
اتوبوس
مراجعه ميكند.
رها كردن
اتوبوس و
اطمينان به
ترمز دستي در
بعضي از
اتوبوسها به
علت نقص فني
بارها حادثه
آفريده است.
در مسيرهاي
طولاني به علت
نبود
آبريزگاه در
مبدأ و مقصد
رانندگان به
مساجد و پاركها
جهت دستشويي و
آبزدن به دست
و صورت مراجعه
ميكنند.
متابوليسم
بدن انسان
براي كسب
كالري مورد نياز
در فرآيند خود
براي دفع مواد
زائد ضرورت استفاده
از آبريزگاه
را در پي دارد و
نياز هر فردي
ميتواند
باشد كه
بسياري از وقت
رانندگان را
ميگيرد در
صورتي كه كمكراننده
ميتواند در
هنگام نياز
راننده به
امور شخصي به
برداشت مسافر
اقدام كرده و
راننده با
خيال راحت
تنها براي
هدايت اتوبوس
به كار خود
بپردازد.
ديگر
اينكه طبق نظر
متخصصان و فوقمتخصصان
ارتوپد
برداشت هر
گونه وزنه به
صورت مداوم ميبايستي
بين دو دست
تقسيم شود و
برداشت بار به
استفاده از يك
دست فشار را
بر ستون فقرات
افزوده، باعث
بروز ديسك كمر
و سائيدگي
استخوانها
ميشود،
اگرچه بار وزن
چنداني
نداشته باشد.
به همين نحو
خم شدن مداوم
راننده به يك
طرف آن هم بيش
از حد معمول
براي گرفتن بليت
از دست مسافري
كه پايينتر
از سطح راننده
قرار دارد
خطرات بروز
ديسك كمر را
افزايش ميدهد
و اين مورد را
مي توان در
بيشتر
رانندگان شركت
واحد مشاهده
كرد و آرتروز
گردن را نيز
به آن
بيافزاييم.
ديگر
اينكه نداشتن
بليت بعضي از
مسافران گاهي
موارد باعث
برخوردهاي نه
فيزيكي بلكه
لفظي بين
مسافر و
راننده ميشود
و اين را هم از
نظر دور نگه
نداريم كه
منشأ بروز
بسياري از
مشكلات روحي
ميشود.
اگر امر
گرفتن بليت به
كمك راننده
سپرده شود، چون
در هدايت و
كنترل اتوبوس
نقشي ندارد در
پيشبرد كار ميتواند
كمك شاياني به
ناوگان حمل و
نقل شهري نمايد.
ديگر اينكه با
نگاه به مسائل
و مشكلات قشر
كمدرآمد ميتوان
بيشترين
استفاده را از
اين قشر در به
كار گرفتن و
ايجاد شغل كرد
كه اگر براي
هشت هزار دستگاه
در دو شيفت
كاري كمك
راننده
استخدام شود
به راحتي ميتوان
براي شانزده
هزار نفر از
جوانان اين
مرز و
بوم شغل ايجاد
كرد كه با
بكارگيري كمك
راننده ميتوان
دقت و سرعت
بيشتري به
برداشت
روزانه مسافر
در تهران بزرگ
بخشيد و از
فشارهاي روحي
و جسمي
رانندگان
كاست. لازم به
يادآوري است
كه اين نيرو
در زمانهاي
نه چندان دور
وجود داشته و
حتي سنديكاي
مستقل نيز داشتهاند
كه با برخورد
سليقهاي
بعضي از
مديران از
آنها در مشاغل
ديگر استفاده
شده است. با
ريشهيابي
دقيق مشكلات
شركت واحد ميتوان
بر آنها فائق
آمده، خدمترساني
سالم و بهينه
را گسترش داده
و شهروندان عزيز
تهراني را در
سريع رسيدن به
كار و منزل
ياري كرد.
از نظر
دور نشود كه
كارگران و
بعضاً
كارمندان جامعه
ما بعد از
بازنشستگي
دوره جديدي را
براي كار در
پيش روي خود
ميبينند كه
تنها به خاطر
درآمد كم و
بالا بودن تعداد
بيكاران در
جمع خانواده
ميباشد. به
جاي اينكه نانآور
خانواده را به
كار بيشتر
وادار كنيم
بهتر آن است
كه با بكارگيري
جوانان
خانواده
اطراف آنها را
خلوت كرده كار
را به نيروي
جوان بسپاريم.
در صورت
داشتن شغل بار
مشكلات
جوانان را
بزرگترهاي
خانواده به
دوش نميكشند
و مستمري
بازنشستگان
با داشتن شغل
نيروي جوان
كفاف زندگي
آنها را خواهد
داد.
* مسؤول
فرهنگي
سنديكاي
كارگران شركت
واحد